مرتضى راوندى
494
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تا بگفتار خود عمل نكنى * هيچ ، در ديگران اثر نكند هركه بد ، از قفاى ديگران گفت از وى ايمن مباش و با وى منشين و مشاور مباش . - دست عطا تا توانى گشادهدار ، مگر آنكه دخل با اخراجات وفا نكند كه اسراف و بخل هردو مذمومند . - از بدگويان مرنج كه گناه از آن تست ، چرا چنان نباشى كه بدت نگويند . - طعام آنگه خور كه اشتها غالب شده باشد و سخن آنگه ران كه شوق به انتها رسيده باشد . سعدى طرفدار برادرى و برابرى و حامى همكارى و معاضدت اجتماعى است : بنى آدم اعضاى يكديگرند * كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوى به درد آورد روزگار * دگر عضوها را نمايد قرار تو كز محنت ديگران بىغمى * نشايد كه نامت نهند آدمى مقام ادبى سعدى سعدى باآنكه مطالعات فراوان داشته و به زبان و ادبيات عرب كاملا آشنا بوده است ، به هدايت ذوق سليم ، از استعمال لغات مهجور و به كار بردن استعارات و كنايات نامأنوس خوددارى كرده و افكار و تعاليم خود را در قالب الفاظ ساده و روان فارسى ادا كرده است . به همين علت آثار او در كليه فارسى زبانان اثرى عميق باقى گذاشته است بطوريكه امروز غير از ارباب ذوق ، مردم عادى نيز جملهيى چند از نظم و نثر شيخ را بهخاطر دارند . همين حسن سليقه ، مردمشناسى و فصاحت و بلاغت كلام سعدى سبب گرديده است كه او را « افصح المتكلمين » لقب دادهاند . امتياز سعدى بر ديگر شاعران بهنظر دكتر زرينكوب : « در دنيايى كه اكنون هفتصد سال است كه خاكستر فراموشى و خاموشى بر روى آن نشسته است ، هنوز همهچيز زنده و جنبنيده است . هم سكوت بيابان و حركت آرام شتر را در آن مىتوان ديد و هم هنوز بانك نزاع كاروان حجيج را كه بر سر و روى هم افتادهاند و داد فسق و جدال دادهاند ، هم صداى طپش قلب عاشقى را كه جز خود سعدى نيست . و در دهليزخانه ، از دست محبوبى شربت گوارا مىگيرد ، مىتوان شنيد و هم بانك آرام زاهدى را كه در حرم كعبه روى بر حصبا « 1 » نهاده و مناجات پرسوزى مىكند ، مىتوان احساس كرد ، آنجا در ميان همهمهء موج و تشوير طوفان ، نيمرخ مردانه جوانى جلوه مىكند كه قايقش در درياى اعظم شكسته است و خودش با پاكيزهرويى كه دلش در بند
--> ( 1 ) . سنگريزه